پر از خشمم پر از غم پر از گریه
فقط یه پخ میتونه منو بپوکونه و من بزنم زیر هرچی کاسه کوزه است
از حرف زدنم خستم
پر از خشمم پر از غم پر از گریه
فقط یه پخ میتونه منو بپوکونه و من بزنم زیر هرچی کاسه کوزه است
از حرف زدنم خستم
قرار صبونه عالی بود استفانی اینبار چصی نیومد یا شایدم مود من خوبتره
یکم بیرون لای آدما بودن به کنترل استرسم شاید کمک کنه
برای خودم زیر لیوانی و هایلایتر خریدم با دفترچه
بقیش به دل درد گذشت
مامان باز با ذوق و شوق از دعوای خانواده پدری حرف زد و من یه آن به خودم اومدم دیدم از عصبانیت و استرس میخوام تمامشون رو تیکه کنم
و بعدش دیدم نه خیلی به ضرررمه
گفتم بهم نگو من هیچ کسی رو ندارم
اما میدونم فردا بازم میگه
روز اول
راستشو بخوای نتونستم قوی باشم اما تیکه هامو تو مشتم گرفتم و سفت و سخت زندگی کردم
یه دارو خوردم که دردم کمتر بشه خوابیدم درس خوندم فیلم دیدم و یه ماکارونی پختم و با ب کلی فرندز دیدیم و خندیدیم برای روز اول خیلی خوب بود
فردا صبح با استفانی قرار صبحونه دارم
برای من امروز یه روز استرس زاست
کمی بغض میکنم چایمو مینوشم نفس عمیق میکشم و تا جایی که از خواب بیهوش بشم قیلم میبینم اما صبح که بیدار شدم قول میدم قوی باشم
Ps..یادت باشه وقتی که دوباره استرس گرفتی از بین هزاران اسم همون اسمی رو شنیدی که تو دلته
بین این همه جمله از مریم برات گفت