562

پر از خشمم پر از غم‌ پر از گریه 

فقط یه پخ میتونه منو بپوکونه و من بزنم زیر هرچی کاسه کوزه است

از حرف زدنم خستم

  • نیلوفر
  • چهارشنبه ۶ آذر ۰۴

560

قرار صبونه عالی بود استفانی اینبار چصی نیومد یا شایدم مود من خوبتره

یکم بیرون لای آدما بودن به کنترل استرسم شاید کمک کنه

برای خودم زیر لیوانی و هایلایتر خریدم با دفترچه

بقیش به دل درد گذشت

مامان باز با ذوق و شوق از دعوای خانواده پدری حرف زد و من یه آن به خودم اومدم دیدم از عصبانیت و استرس میخوام تمامشون رو تیکه کنم 

و بعدش دیدم نه خیلی به ضرررمه 

گفتم بهم نگو من هیچ کسی رو ندارم

اما میدونم فردا بازم میگه 

  • نیلوفر
  • پنجشنبه ۲۵ مهر ۰۴

559

روز اول

راستشو بخوای نتونستم قوی باشم اما تیکه هامو تو مشتم گرفتم و سفت و سخت زندگی کردم 

یه دارو خوردم که دردم کمتر بشه خوابیدم درس خوندم فیلم دیدم و یه ماکارونی پختم و با ب کلی فرندز دیدیم و خندیدیم برای روز اول خیلی خوب بود

فردا صبح با استفانی قرار صبحونه دارم

 

  • نیلوفر
  • چهارشنبه ۲۴ مهر ۰۴

558

برای من امروز یه روز استرس زاست 

کمی بغض میکنم چایمو مینوشم نفس عمیق میکشم و تا جایی که از خواب بیهوش بشم قیلم میبینم اما صبح که بیدار شدم قول میدم قوی باشم

 

 

 

Ps..یادت باشه وقتی که دوباره استرس گرفتی از بین هزاران اسم همون اسمی رو شنیدی که تو دلته

بین این همه جمله از مریم برات گفت 

  • نیلوفر
  • دوشنبه ۲۲ مهر ۰۴