Daisypath Happy Birthday tickers Daisypath Happy Birthday tickers Daisypath Anniversary tickers Daisypath Anniversary tickers Daisypath Graduation tickers Daisypath Vacation tickers >
l

۶ مطلب در دی ۱۳۹۶ ثبت شده است

23

فردا صبح دریا

  • هنوز هیچ
  • پنجشنبه ۲۸ دی ۹۶

22

پرِ پرواز ندارم امّا دلی دارم و حسرتِ دُرناها

خیلی خوشحالم اون دور باطلی که به روش خودم زدم رو پیدا کردم

همیشه پاک کردن و شروع کردن راحتترین کار برام بوده 

هر زمان که پاک کردم در اندیشه ی هویت جدیدی بودم اما الان که خوندم میبینم ناله ها همون ناله هاست.

الانم اشتیاق زیادی دارم که تیکرا رو به روز کنم! اما هر گز این اتفاق نمیفته باید بدونم این دومینو خیلی وقته که افتاده!


  • هنوز هیچ
  • پنجشنبه ۲۸ دی ۹۶

21

خوشا پر کشیدن، خوشا رهایی،
خوشا اگر نه رها زیستن، مردن به رهایی!
آه، این پرنده
در این قفسِ تنگ
نمی‌خواند.

 

شکست اندر شکست همانند هیچ اندر هیچ 

  • هنوز هیچ
  • پنجشنبه ۲۸ دی ۹۶

20

وای ..

چقدر بی هویت 

چقدر گشششششششادددددد

  • هنوز هیچ
  • دوشنبه ۱۱ دی ۹۶

19

بخشیدن عینیت به  هویت کاراکترها:
در واقع بحث اینطور است که هر کاراکتر یک محدودی اخلاقی رو معین میکنه که این اخلاقیات در سطح پایه توسط من آرمانی وضع شده که نشان از هویت هر کدوم از آنهاس
در این چند روز در کشاکش شخصیت ها بودم و در واقع یک چیزی در این میان لنگ میزد و شاید این عینیت باشه.
در واقع این پروسه رو نمیشه با یک مفهوم صرفا انتزاعی پیش برد و باید به اون جان بخشید
اما 
و از آن  اما های بزرگی که همیشه در پیش روی من بود
تا چه حد میتونم در افتراق و جان بخشی به شخصیت هام پیش برم؟ شاید اندکی 
اما شاید فعلا در گام بعدی رفتاری متناسب  و معقول باشه و قاعدتا امتحانش بهتر از هیچ باشه 
فلسفه ی ترس:
این قسمتم از روی کودکیم گرفتم زمانی که یه مداد و پاک کن تو جیبم بود و تند نماز مخوندم وبعدش میرفتم دنبال درس!!(یک شخصیت شکسته)
یا زمانی که ترس ولرز های شبانه ام شروع شد تنها نقظه ی امن پتوم بود!
در واقع الان قصدم برگشت به گذشته نیست و فلسفه ام در مورد زماناصلا اینا نیست و بعدا و به وقتش باید مفصل بنویسم 
اما حس میکنم این نقاب و پنهان شدن رو بیشتر از هر چیزی احتیاج دارم شاید نیاز به شجاعت دارم حتی به روش کاذب
فلسفه ی راستگویی:
باز به طناب در هم تنیده ی زمان رسیدیم ، گذشته/ حال/ آینده 
گدشته: من یک راز دارم ! الان رازمو بین هزاران کد دودویی 01 پیدا کردمش و در واقع لذت بردم از  این راز دردناک
من چکار کردم؟ پله ساختن ..شیره کشیدن!!!من همین کارو کردم عصاره ها رو که کشیدم رها کردم! در خوشبینانه ترین حالت واکنش به محدودیاتم بوده 
آینده:  "فلسفه ی دروغ گویی"در نزدیک ترین حالت به حقیقت بر روی آینده فوکوس کرده و در سلطه ی "درد موفقیت و مقبولیت " قرار گرفته در واقع احساس میکنم بیشتر از شکست میترسم
             یا از این حال برای سرپوشی شکستهام استفاده میکنم یا واقعا این حال وجود داره و اونهام شکست نیستن رهایشن ! من که نمیدونم!
حال و پروست خوانی:شاید لمس حال رو در طرف خانه ی سوان از زبان جناب پروست بیابیم!
  • هنوز هیچ
  • جمعه ۸ دی ۹۶

18

به خودم قول دادم خودمو بکشم بالا

به نظرم بابد خودمو وا کاوی کنم

اگه میخوام جلو برم باید چند تا من در خودم ایجاد کنم نمیدونم عوارض طولانی مدتش چیه اما شایدبه این چند منی احتیاج مبرم دارم

 

من سر درگم اسمشو میذارم حیران

منی که با دنیا سر سازگاری داره اسمشو میذارم حنا

منی که داره تلاش میکنه برای آرمان اسمشو میذارم فرانی

و من آرمانی و نهایی میشه نیلوفر

ممکنه در آینده تغییراتی بدم اما یه بستریه برای اینکه بین روزهادقیقه ها ثانیه ها یه افتراقی بدم 

اما همه ی اینا در یه من بزرگتر به نام من هنوز هیچ در جریان باشه؟ 

من  کی ام؟

 

  • هنوز هیچ
  • دوشنبه ۴ دی ۹۶