یه جورایی خوشم اومده اینکه شبا اینجا دراز میکشمو میشکافم 

تمام گذشته رو میشکافم 26 سال گذشته رو میشکافم از کوچکترینها تا بزرگترینها رو  

هنوزم قطرات اشکی روی گونم میلرزن 

هنوزم گاهی لعن و نفرین میفرستم به اینو اون 

امروز ب در مورد کارم یه چیزی گفت که فلانی فلانی رو میشناسه و ...

هیچی نگفتم و نمیگم 

نصمیم گرفته شده